ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
323
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
براى راه انداختن آن دريافت كرده بودند ، بيرون نيامد . اين بررسى اجمالى دربارهى نهادهاى ادارى ، قضايى و نظامى ايران ناقص خواهد بود اگر شمهيى - ولو به اختصار - دربارهى روش و نحوهى عمل كردن آنها اضافه نكنيم : اگر مردم اين كشور ، صديق و بىغرض و خلاصه از هر لحاظ كامل بودند ، روش حكومتى ايران نظير روش ساير دول مشاور ديگر ، مفيد و خوب تلقى مىشد . در چنين شرايطى از بين بردن نفوذ و قدرت كامل ادارات دولتى شايد امتيازى نيز به حساب مىآمد . ولى متأسفانه در حال حاضر شرايط به هيچ وجه به آن ترتيب نيست . در ايران بيش از هر جاى ديگر افراد بىغرض در ادارات نادر هستند . مأموران دولتى با تقديم هديهيى درخور ، بر اسب مراد سوار مىشوند و روى هوا و هوس اين و آن از مقام خود بر كنار مىگردند . به اين جهت تمامى تلاش و كوشش آنان صرف اين مىشود كه از فرصت متزلزل موجود حداكثر استفاده را بكنند و تا آنجا كه تيغشان مىبرد ، جيب خود را به دست آنهايى كه در زير دستشان كار مىكنند ، خوب پر كنند . مسافرى كه ناظر رشوهخوارى يكى از بيگلربيگىها بوده روزى به او مىگويد : آيا از اين بيمناك نيستى كه با اين همه زيادهروى در طمعورزى و تحميل به زيردستان ، مرغى را كه دايما براى تو تخممرغ طلايى مىآورد با دست خود ناگهان بكشى و اين سرچشمهى فياض را يك دفعه بخشكانى ؟ هر الاغى را اگر بهطور معقول و به قدر توانايىاش بار كنند ، سالها كار مىكند و بار مىبرد . اما اگر ميزان بارش بيش از قدرت تحملش باشد ، ناچار روزى زير سنگينى بار سقط خواهد شد و براى هميشه از دست خواهد رفت . اين مأمور عالى مقام - كه مشتى است از خروار - در پاسخ آن مسافر مىگويد : اگر تمامى الاغها عشقشان كشيد بگذار در زير بار سقط شوند . زيرا من براى دلخوشى و آسايش آنها بار گران مسؤليت را به دوش نگرفتهام . من بايد به ثروت و سرمايه دلخواه خود برسم حال اگر در اين راه هر خرى يا ماده خرى و يا حتى كرههايشان هم بميرند ، ككم هم نخواهد گزيد ! در مدتى كه ما در تهران بوديم ، همه جا صحبت از نحوهى پول گزاف گرفتن ظل السلطان « 1 » ، والى چند ايالت ، از رئيس قبيلهى مقتدر بختيارىها بود . روزى اين رئيس ايل بسيار متمول براى اداى احترام و تقديم پيشكشى به شاهزاده به اصفهان مىآيد .
--> ( 1 ) . مسعود ميرزا فرزند ارشد ناصر الدين شاه كه ابتدا به عين الدوله ملقب بود و بعد ظل السلطان شد و روزگارى نصف ايران زير سيطرهى كامل او بود . م .